- وییززززززز…
- ساکت بابا، مگه نمیبینی دستم گیره
- وییزززززز؟
- حالا اگه گذاشت… چی میخوای؟
- ویز
- ویز؟ ویزا میخوای؟
- ویزا چیه؟ میگم پنجره رو باز میکنی توری رو ببند خونه پر مگس شد
- وییززززززز…
- ساکت بابا، مگه نمیبینی دستم گیره
- وییزززززز؟
- حالا اگه گذاشت… چی میخوای؟
- ویز
- ویز؟ ویزا میخوای؟
- ویزا چیه؟ میگم پنجره رو باز میکنی توری رو ببند خونه پر مگس شد
- باز جای شکرش باقیه…
- آره، مرغ سعادت ریده روی سرمون
- حالا آنفلونزای خوکی یا خودکشی… چه فرقی داره
- فرقش در اینه که میخوام ببینم دلم براش بسوزه یا نسوزه
- بیخود اینقدر شاخ و شونه نکش، خودت اگه گیرشون بیفتی در عرض دو روز همه حرفهات رو انکار میکنی…
- اینکه نشد دلیل، پس اونا هم نباید جیک بزنن چون اگه گیر من بیفتن در عرض دو دقیقه همه وجودشون رو انکار میکنن
- فکر کنم کم کم باید مسایل رو فراموش کنیم و بر گردیم سر کار و زندگی…
- کار و زندگی؟ فرض کن یکی بیاد خونه ات جیبت رو بزنه، بعد چار تا سیلی بذاره توی گوشت، یه انگشت هم بهت برسونه، آخر سر هم با لگد بندازدت توی کوچه… اونوقت توی کوچه ببینی چهل پنجاه میلیون نفر دیگه هم عین تو همین وضع رو دارن. در همچین وضعیتی آیا غیر از گاییدن مادر یارو کار و زندگی دیگه ای معنی داره؟
- خب الحمدالله مثکه با رافت اسلامی برادران خطر رفع شد. حالا کم کم باید به فکر حذف گنده ها باشیم… بعدش هم میریم سراغ بقیه…
- حالا خیلی جوگیر نشو، نشاشیده شب درازه
- شما به جرم عدم همدردی با متجاوزین محکوم به خودکشی هستید
- خوبه نگغتن قاتل ندا معلم موسیقیش بوده… توی فیلم هم که هست
- خیالت راحت، اگه رفته بود انگلیس همینم میگفتن
بالاخره وقتی توریست بیگناه رو به اسم جاسوسی گروگان میگیری باید هم دست پیش بگیری پس نیفتی
- بد نبود اگه یه تور تفریحی میذاشتن هر چی «آدم» تو مملکت بود میرفت یه جای خوش آب و هوا خارج از کشور، اینا هم یا خودشون همدیگه رو میخوردن یا یکی سرشون بمب میریخت یا وسط امواج مایکروویو و رادیواکتیو سقط میشدن ما هم بدون نگرانی تماشا میکردیم و بعد برمیگشتیم سر خونه و زندگیمون…
قتل، تجاوز، حالا هم تهدید به قطع عضو… خدا رو شکر ج. ا روز به روز واقعیتها و قابلیتهای ایدئولوژیک خودش رو بیشتر نشون میده. از تروریست و گروگانگیر غیر از ایجاد وحشت و باج گرفتن انتظار دیگه ای هم نمیشه داشت…
یه حکومت زورگوی مفتخور بود که دوره اش سر اومده بود ولی چون نطفه اش با پررویی و وقاحت بسته شده بود تا ثانیه آخر از رو نمیرفت…
(اینکه بعدش دقیقا چی شد رو نمیدونم ولی آخر قصه رو همه میدونیم)
ببینی چه چارشنبه سوری ای داشته باشیم امسال
قابل توجه تاریخ نویسان که شمایل صدام یزید کافر رو مردم بعد ازینکه سرنگون شده بود چنین لگد کوب کردن و مال رهبر مسلمین جهان رو وقتی در اوج قدرت مطلقه است…
پریروز ازش میرفتیم بالا چون آزادی زده بود زیر شکممون
دیروز جلوش راهپیمایی میکردیم چون میخواستیم از مدرسه در بریم
امروز سبزش میکنیم چون میخوایم خریت دیروز و پریروزمون رو جبران کنیم
- زردی من از تو، سبزی تو از من
(رای دزد رنگ دزد هم میشه)
مردم: شما یه مشت دزد وقیح عقبمونده آدمکشین که دارین مملکت و جون و مال و ناموس مردم رو به گا میدین
مسوولان: شما یک مشت بچه سوسول قرتی غربزده اید که پررو شدین و خیال کردین میتونین ما رو از خر قدرت بکشین پایین
(این گفتگو تا پایین کشیدن مسوولان از خر قدرت ادامه دارد)
- نمیدونم چرا هروقت مذاکرات مسوولین عزیز میهن اسلامی با کفار غربی به مانع بر میخوره انفجارها و کشتار ملت مسلمان دو کشور دوست و همسایه میزنه به سقف…
- یعنی واقعا نمیدونی چرا؟
- چرا، خواستم ببینم تو هم میدونی…
نگیم اوضاع عادی شد
بگیم به اوضاع ک..ری عادت کردیم
- مگه جنگه که به غرب پیشنهاد تاخت زدن زندانی میدن؟
- نه هنوز، ولی در مرام اینا راه جنگ از گروگانگیری میگذره…
- شما به علت سفر تفریحی به کشور دوست و همسایه محکوم به اعدامید
- چهار تا بلوچ به ما بمب زدن
بعد فرار کردن پاکستان
پاکستان بمب اتم داره
پس ما هم بمب اتم میخوایم.
تمام قضیه همین بود.
- درد و غمت به تخمم…
- خایه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
- شما به خوداتون رحم نمیکنین، خدا بداد ما برسه…
- چی بود؟
- زمین داره عق میزنه از دست اینا.
- یه وقت بالا نیاره؟
- نترس بابا، اورانیوم شون هنوز اونقدر غنی نیست
نمیخوام و نمیمیرم و شایعه درست کردیم ببینیم واکنش مردم چیه و اینا نداریم…
حیف این عن رو با خودشان نبردن
- حاجی حیا کن انقدر دروغ نگو
- دروغ چیه ملعون، این تقیه است
- حاجی شرم کن انقدر آدم نکش
- قتل کفار از والاترین اعمال است
- حاجی به زن و بچه شون چکار داری؟
- مال و ناموس کفار حلال و کنیز و غلمان جزو غنایم است
- خداوکیلی جنایتی هست که در مسلک شما نشه با وجدان راحت انجام داد؟
- نه والله
معجزه از این بالاتر میخواهید؟
قدما از شیطان پرسیدن چه گروهی favorite تو هستن، گفت بازاریها، چون من به حرف دروغ راضی بودم اینا قسم دروغ رو هم اضافه کردن.
بیچاره چه شیطان قانعی بوده، رسانه دروغ و دادگاه دروغ و اتهام دروغ و اعتراف دروغ و حکم دروغ و اعدام دروغ و اصولا وقاحت در حد المپیک در این حجم رو توی خواب هم نمیدیده
خیلی کم قتل عام کردن قرمساقها حکم اعدام هم صادر میکنن
در این راستا مرکز شماره یک برای جبران دروغهای سوخته عجالتا به مرکز شماره ۲ دستور بازپخش اخبار را داد
خوب خدا رو شکر کسی نموند که نفهمیده باشه مسوولین عزیز چه جونورهای بی همه چیزی هستن . همه دنیا هم متوجه شدن ما سی ساله با کیا طرفیم. تشت بی آبرویی و دروغگویی و رذالت و قساوت و وقاحت این جماعت هم که از برج میلادشون افتاده و صداش گوش همه رو کرده. هر روز هم افتضاح جدیدی گندش در میاد. خلاصه همه «داده» ها مشخصه ولی چه کسی میخواد دادرسی کنه خدا میدونه
باتری ضعیفه…حس چسناله هم نیست
سه تایی مملکت رو رسما بالا کشیدن بسشون نیست گه زیادی هم میخورن
مسوولین عزیز میهن اسلامی گفتند مذاکرات با غربیها مثبت و رو به جلو بوده است. ایشان با خجالت افزودند البته مال آنها با ما رو به عقب بود که در راه بقای نظام پیشکش کردیم
- هر چی نجابت کنی وقیحتر میشن. دو تا تودهنی که از بزرگتر خوردن اینجوری جا میزنن که خواهید دید…
تک تک ما ایرونیها یا در تبعیدیم یا اسارت
- در پی غافلگیر شدن مسوولین عزیز میهن اسلامی هنگام شاشیدن در جای سفت، ایشان شومبولهای شاش چکان خود را بسمت هرگونه تهدید خارجی نشانه رفتند و افزودند: «به جان خودم اگه بزنید می پاشم رو کفشهاتون»
- چه اسب بانمکی
- اسب نیست و الاغه … نمیبینی چقدر چیزش درازه
- گوشش درازه؟
- … آره…گوش میانیش
خوبیش اینه که دشمن ما خودش دشمن زیاد داره… مشکل اینجاست که دشمنهاش لزوما دوستهای ما نیستن
به گزارش خبرگزاریها مسوولان عزیز میهن اسلامی فکر کردهاند با دسته کورها طرفن
یدونه عکس کوچیک از قیافه تحفهات میخوان که کنار مقالهات بذارن، دیگه انگشت و آرنج و شست پات اون وسط چکار میکنه آخه
اول: ساختن بمب اتمی
دوم: ساختن بمب اتمی
…
دهم: ساختن بمب اتمی
یازدهم: عکس گرفتن با مارادونا
گند تاسیسات جدید بد موقعی دراومده، زبانتان را در ماتحت کرده و تا پیش از هماهنگی با عقلای قوم زر زیادی نزنید
- چه شلواری هم از شما دربیاد هم از ما ملت بدبخت، حالا هی فکر کنین شما خدای بلوفین و بقیه دنیا الاغن
اونایی که ناک دان شدن میدونن اون چند ثانیه ای که طول میکشه به خودت بیای چه رخوت تحقیر آمیز و رنجآوریه… اونقدر که حتی اگه حریف رو ناک اوت هم بکنی جبرانش نمیکنه
بعد جیب میزدیم
بعدش رای میزدیم
حالا بانک میزنیم
که با خیال راحت بمب بزنیم
بیچاره عن دماغها و صندلیهای خالی
…موجودی شبیه کینگ کنگ ولی خیلی کریه تر و حقیرتر از دست جمعیت فرار میکنه و از امپایرستیت میره بالا، جمعیت با گوجه فرنگی و تخم مرغ انقدر میزننش که از اون بالا مثل تاپاله پخش زمین میشه…
وحشتزده از خواب میپره… هنوز چند ساعت تا نیویورک راه مونده
- اعترافات متهم درباره بقیه معتبر نیست… ولی اعترافات بقیه درباره متهم معتبره
- هاله، هلو، هولوکاست
- هستهای رو یادت رفت
- ایشون و اکوسیستم آبهای گلآلود برای بقا به یکدیگر نیاز دارند. اصولا آبهای آزاد برای نسل این نوع کوسه خطر دارد.
- بخاطر روزه خواری گرفتنت؟
- نه، بخاطر روزه داری
آنهمه که زدید بشکند دستتان و آن ذره که خوردید نوش جانتان که هرچه بخورید کمتان است قرمساقها
- مثلا در کجای دنیا شما میتونید بدزدید و بکشید و تجاوز کنید و بعد اینجور آزادانه سخنرانی کنید؟
- رو کم کنیه
- مسالمت آمیز آره
- با من میای؟
- کجا؟
- یه جایی که نه من باشم نه تو…
- نه خودت تنها برو، سر راه هم دو تا قرص افسردگی بگیر کوفت کن
- کیا خنگن؟ برای چی؟ متوجه نمیشم، بیشتر توضیح بده، نه واقعا، ها؟
- هیچی بابا، گه خوردم
- آقای دریانی، اون قبلیها کیفیتش اصلا خوب نبود، بعد از سه ماه هنوز ابن لکه ننگ سر جاشه
- نه خانوم این دیگه از اونا نیست
- کوجایی مشتی پیدات نی؟ کلی بِرات پیغام پسغام فرستادُم
- همین دور و وِراییم مشتی، دنبال بدبختی، آدم میکشیم، تِجاوز میکنیم
- خب خدا قوت… ببینُم مشتی بُمب مُمب که تو دِست و بالت نِداری؟
- بمبُم کجا بود مشتی، همین چار تا تِرقه هم که داریم بِرای بازی بچه هاس
…
(بقیه مذاکره نامفهومه، ولی نتیجه اش ۲۳ سپتامبر مشخص میشه)
- اگه جعلی است چرا ریختین و گرفتین و بردین و سوزوندین؟
- اصلا تو خودت هم جعلی هستی… بگیرین ببرین بسوزونیدش…
که میخواهم برش دارم بزنم مغز پوکت رو داغون کنم حمال
مرگ صد بار شیون هیچ بار؟
- کاش میدونستیم آخرش چی میشه
- اونکه معلومه چی میشه. کاش میدونستیم ماقبل آخرش چی میشه
- باد معده روزه رو باطل میکنه؟
- گوزه که نیست، روزه ست
- اگه مَردی گوزه بگیر
دیگه داره حالم بهم میخوره از این اخبار. هر روز یک ذره بیشتر فرو میکنن، میبینن خبری نشد، فرداش یه ذره دیگه…
فکر کنم وقتی به دستگیری رهبرای اصلی برسه خوشخوشانمون هم شده باشه
- دست شما درد نکنه
- ته شما درد نکنه
یادش بخیر یه زمانی میگفتیم هر سال دریغ از پارسال… الان روزی بیست بار میگیم دریغ از یه ساعت پیش
- رتبه اول شما را در آزمون سراسری با بیست و چهار میلیون رای تضمین میکنیم
آخه این دایناسورها که ارتجاعی از تخم بیرون نیومدن. بخدا ریشه باورهای اکثرشون از همین خرافات تفریحی-خانوادگی پاگرفته …
- زنده باد ایران آزاد…
- برو کنار بابا بلد نیستی ترجمه کنی… زنده باد ایران مجانی…
آخه چقدر زور میزنین که این برج بیریخت و تکراری میلاد رو بکنین سمبل تهران… عقلتون هم نمیرسه که کلفتی مهمه نه درازی (که تازه دراز هم نیست، کافیه با مال عربها مقایسه کنین)… سمبل همیشگی تهران هم تکه، هم قشنگتره، هم ایرانی تر، هم کلفتتر!
- چی شده که بعد از سی سال دارن برج شهیاد رو میشورن؟
- شهیاد که هفت کفن پوسوند دلت خوشه، اینا دارن آخرین اثرات آزادی رو از روش پاک میکنن
- ای بابا، اگه همه چیز رو میشد مینیمال گفت که خدا خودش اینقدر کاغذ حروم نمیکرد
(پرده اول)
مشاور: آقای رییس جمهور، باید عراق و افغانستان رو آروم کرد، نیروها رو کشید بیرون، هزینه های جنگ رو زد به زخم اقتصاد داخل
رییس: چجوری؟
مشاور: همه آتیشهای منطقه از گور ج.ا و مزدوراش بلند میشه. اونا رو دریابیم، باقیش حله
رییس: پس تلویزیونها رو خبر کن تبریک عید بگم، اون قلم و کاغذ رو هم بیار یه نامه برای آقا بنویسم بگم که دست شما را میفشاریم حالا هر کی هم رییس جمهورتون بود بود
(پرده دوم)
مشاور: نه چک زدیم نه چونه عروس اومد تو خونه!
آقا: یعنی چه؟
مشاور: یعنی این مردک ساده لوح از هول حلیم افتاد تو دیگ. بعد از سی سال داریم به آرزومون میرسیم
آقا: یعنی چه؟
مشاور: ای بابا، یعنی سناریوی بهبود چهره نظام دیگه لازم نیست. بجاش باید سریعا سناریوی پاکسازی کامل غیر خودی ها انجام بشه. حالا که رابطه با امریکا خودش اومده تو بغلمون باید صد در صد انحصاری باشه برای خودامون
آقا: آهان… ولی اگه شلوغ شد چی؟
مشاور: چنان چوب توی کونشون میکنیم که جرات نکنن جیک بزنن. خارجی ها هم به تخمتون، بوش که رفته، کسی دیگه ای تخممون رو نمیتونه بخوره. فقط مراقب باشین اون وسط بهیچ وجه به امریکا نپرین که نقض غرضه. عوضش هر چی دلتون خواست به انگلیس و فرانسه و اینا فحش بدین.
آقا: به انگلیس هم؟
مشاور: اول بگین، بعد پس بگیرین. ولی به امریکا مطلقا نگین بالا چشمت ابرو
آقا: باشه، پس شما هم این لره و اون ترکه رو حسابی کنف کنین که دل من خنک شه
(پرده سوم)
رییس: ای بابا اینا دارن مردمشون رو توی روز روشن قصابی میکنن . فیلمها و عکسهاش شده خبر اول تمام رسانه ها. تمام رهبرای دنیا هم یه چیزی گفتن غیر از من که خیر سرم رهبر جهان آزادم. میترسم اگه بیشتر ازین ساکت بشینم مردم خودمون هم بریزن توی خیابون
مشاور: نترسین قربان، یه سخنرانی الکی بکنید درباره عدم دخالت در امور داخلی. اگه افاقه نکرد یه بمب خبری در میکنیم اخبار داخل رو تحت الشعاع قرار بده… تا چشم بهم بزنیم اینا همه رو کشتن رفته پی کارش. بعدش یه نامه دیگه بدین و مذاکره رو از سر بگیرین. فقط مراقب باشید این وسط تند حرف نزنید که برنامه هشت ساله خارجی مون بهم میخوره
(پرده آخرش هنوز مونده)…
دیروز: – قیصر کجایی که داداشتو کشتن؟ (قیصر خون بپا میکند)
امروز: – قیصر کجایی که داداشتو زدن و بردن و …ن و کشتن؟ قیصر؟ آخ… قیصر؟
- چه خبره بابا، دو ماه الله اکبر گفتم دیگه، چی میخوای دیگه از جون من؟
- به عقیده من، خواهر شما مردم اغتشاشگر را باید جلوی چشمتون ذبح کرد، به برادرتون تجاوز کرد، پدرتون رو شکنجه کرد و مادرتون رو زنده زنده پخت و خورد…
- من بعنوان یک روشنفکر پایبند به اصول دموکراسی به عقیده شما احترام میگذارم
- hi
- HOOY
-?!
- من خرم
- خوشبختم
- آخه من خیلی خرم
- بدبختم…
(ربطی هم به شهر قصه نداره)
- وا، چرا سرت رو میکوبی روی کیبورد؟
- دارم احساس امروزم رو مینویسم
- در دشت درندگان چریدن جایز نیست. شلنگ تخته باید یا چهارنعل
- عن درسته نه ا.ن
- آخه اونجوری ظرافت ادبیش رو از دست میده
- تو الان خجالت نکشیدی ادب و ظرافت رو کنار این گذاشتی؟
- علوم انسانی چیست آخر؟ این مزخرفات کفار را رها کنید عزیزان من. اصلا مرام ما با انسانیت چه سنخی دارد؟ علوم حیوانی تدریس کنین که چار تا مزدور تربیت شوند بدردمان بخورند.
- وقتی توی ماه رمضون مسافری چکار باید بکنی؟
- باید روزهء شکسته بخوری
- به شکوفه ها به باران، نرسان سلام ما را خودم دارم میرم میرسونم
آقا گرگه: شنل قرمزی لپ قرمزی کجا میری؟
شنل قرمزی: میروم به همدون، شو کنم به رمضون، قل ام بده و ولم بده بعدش میام تو منو بچین یه پاتو ورچین
- اونیکه از همه منفورتره رو بندازین کنار عقده ملت بخوابه
- بلانسبت قربان، ولی مگه نگفتین کاری با این مردک نداشته باشیم
- نه حمال، از بین دادستانها
پ.ن … روز بعدش هم ارتقاش بدین که به منفوریت خودمون خدشه وارد نشه
- شما چه جور مسلمونی هستی که روزه نمیگیری؟
- والله از اسلام مخلص فقط یه چیزش مونده
هشت سال وقت و قدرت و آدم داشتی که با توپ پر بیای و غافلگیرانه زیر و رو کنی بساط اشراری که میدونستی چه قابلیتهای شیطانی ای دارن. ولی با شل کن سفت کن های محافظه کارانه ات همشون رو واکسینه کردی تا سر فرصت و با خیال راحت بارشون رو بستن و کار رسید به اینجا. امروز تک و تنها و با دست خالی چکار میتونی بکنی با این سپاه اهریمنی؟
- د واسه چی میزنی بچه مردم رو
- من نبودم دشمن بود
- دشمن کدومه، خودم دیدم زدی تو گوش بچه
- حرف بیخود نزن آقا، اصلا خودت بودی، آی ملت بگیرین این بچه باز کودک آزار رو…
- شیشه نوشابه است دیگه، دستش بوده اومده ارشاد کنه خورده زمین رفته یه جایی که نباید میرفته. چقدر سخت میگیری برادر من
- راس میگی، بشر جایز الخطاست. همینجا وایسا یه بیل بیارم ارشادت کنم
- در حوادث اخیر جنایاتی رخ داده… البته خیلی هاش رو هنوز کسی نمیدونه (سرفه)
وقتی میری توی وبلاگ بعضیا و میبینی چقدر زور میزنن که اتفاقات اخیر رو به روی خودشون نیارن
- من نمیدونم دیگه به کدوم ساز اینا باید برقصیم؟
- هیچکدوم، باید ساز رو از دستش بگیری توی مغزش خُرد کنی
- به نظر من این اداها نه ریشه علمی داره، نه پشتوانه تاریخی، نه ارزش روحانی…
- توهین به مقدسات ما میکنی؟ بکشیدش
سی سال پیش ارتشی ها رو کشتن، جیک نزدیم
بیست سال پیش چپی ها رو کشتن، جیک نزدیم
ده سال پیش دانشجوها رو کشتن، جیک نزدیم
امسال که عین بختک افتادن به دریدن همه مون هرچی میخوایم جیغ بزنیم جیکمون در نمیاد
- جناب قاضی، این آقایون اجساد کسانی که بعد از تجاوز بقتل رسونده بودن رو بدون مجوز چال کردن
- بدون مجوز؟ جنایت ازین بزرگتر نمیشه، آقایون آزادن، رییس قبرستون رو اعدام کنید
- کوشی پس؟
- سر کوچه تون بنزین تموم کردم، گفتم یه سیگار بکشم تا آژانس برسه…
شنیده بودم همه جا هم خوب داره هم بد. توی این دو ماهه به چشم دیدم مملکت ما در هر دو قطب اوله