- عن درسته نه ا.ن
- آخه اونجوری ظرافت ادبیش رو از دست میده
- تو الان خجالت نکشیدی ادب و ظرافت رو کنار این گذاشتی؟
- عن درسته نه ا.ن
- آخه اونجوری ظرافت ادبیش رو از دست میده
- تو الان خجالت نکشیدی ادب و ظرافت رو کنار این گذاشتی؟
- علوم انسانی چیست آخر؟ این مزخرفات کفار را رها کنید عزیزان من. اصلا مرام ما با انسانیت چه سنخی دارد؟ علوم حیوانی تدریس کنین که چار تا مزدور تربیت شوند بدردمان بخورند.
- وقتی توی ماه رمضون مسافری چکار باید بکنی؟
- باید روزهء شکسته بخوری
- به شکوفه ها به باران، نرسان سلام ما را خودم دارم میرم میرسونم
آقا گرگه: شنل قرمزی لپ قرمزی کجا میری؟
شنل قرمزی: میروم به همدون، شو کنم به رمضون، قل ام بده و ولم بده بعدش میام تو منو بچین یه پاتو ورچین
- اونیکه از همه منفورتره رو بندازین کنار عقده ملت بخوابه
- بلانسبت قربان، ولی مگه نگفتین کاری با این مردک نداشته باشیم
- نه حمال، از بین دادستانها
پ.ن … روز بعدش هم ارتقاش بدین که به منفوریت خودمون خدشه وارد نشه
- شما چه جور مسلمونی هستی که روزه نمیگیری؟
- والله از اسلام مخلص فقط یه چیزش مونده
هشت سال وقت و قدرت و آدم داشتی که با توپ پر بیای و غافلگیرانه زیر و رو کنی بساط اشراری که میدونستی چه قابلیتهای شیطانی ای دارن. ولی با شل کن سفت کن های محافظه کارانه ات همشون رو واکسینه کردی تا سر فرصت و با خیال راحت بارشون رو بستن و کار رسید به اینجا. امروز تک و تنها و با دست خالی چکار میتونی بکنی با این سپاه اهریمنی؟
- د واسه چی میزنی بچه مردم رو
- من نبودم دشمن بود
- دشمن کدومه، خودم دیدم زدی تو گوش بچه
- حرف بیخود نزن آقا، اصلا خودت بودی، آی ملت بگیرین این بچه باز کودک آزار رو…
- شیشه نوشابه است دیگه، دستش بوده اومده ارشاد کنه خورده زمین رفته یه جایی که نباید میرفته. چقدر سخت میگیری برادر من
- راس میگی، بشر جایز الخطاست. همینجا وایسا یه بیل بیارم ارشادت کنم
- در حوادث اخیر جنایاتی رخ داده… البته خیلی هاش رو هنوز کسی نمیدونه (سرفه)
وقتی میری توی وبلاگ بعضیا و میبینی چقدر زور میزنن که اتفاقات اخیر رو به روی خودشون نیارن
- من نمیدونم دیگه به کدوم ساز اینا باید برقصیم؟
- هیچکدوم، باید ساز رو از دستش بگیری توی مغزش خُرد کنی
- به نظر من این اداها نه ریشه علمی داره، نه پشتوانه تاریخی، نه ارزش روحانی…
- توهین به مقدسات ما میکنی؟ بکشیدش
سی سال پیش ارتشی ها رو کشتن، جیک نزدیم
بیست سال پیش چپی ها رو کشتن، جیک نزدیم
ده سال پیش دانشجوها رو کشتن، جیک نزدیم
امسال که عین بختک افتادن به دریدن همه مون هرچی میخوایم جیغ بزنیم جیکمون در نمیاد
- جناب قاضی، این آقایون اجساد کسانی که بعد از تجاوز بقتل رسونده بودن رو بدون مجوز چال کردن
- بدون مجوز؟ جنایت ازین بزرگتر نمیشه، آقایون آزادن، رییس قبرستون رو اعدام کنید
- کوشی پس؟
- سر کوچه تون بنزین تموم کردم، گفتم یه سیگار بکشم تا آژانس برسه…
شنیده بودم همه جا هم خوب داره هم بد. توی این دو ماهه به چشم دیدم مملکت ما در هر دو قطب اوله
- چرا انقدر روده درازی میکنی؟
- آخه استفراغ رو که نمیشه مینیمال کرد
- ای ول، دوباره بیحالی و بوی دهن و تفریحات بخور بخور دست جمعی. از عید هم یجورایی بهتره، اگه دلمون خواست حتی میتونیم رژیم بگیریم یا سیگار رو ترک کنیم و منتش رو بذاریم سر خدا. تازه احساس شعف هم میکنیم از خودمون که اینقدر پاک و منزهیم و اتفاقات اخیر رو با وجدان راحت فراموش میکنیم. اصلا در این ماه مبارک ما مومنین رو چه به مسائل دنیوی بقیه
- همیشه دلم میخواست وقتی کله پا شدین مجازات اعدام رو لغو میکردیم، براتون دادگاه تشکیل میدادیم، بسته به جرمتون زندانی میشدین یا میرفتین سر خونه و زندگیتون. ولی اون روز اگه بخوایم عدالت رو رعایت کنیم، اول باید ببریمتون جایی که دست کسی بهتون نرسه، بعد اون چماقهاتون رو تا دسته توی ماتحتتون فرو کنیم، بعد از پا آویزونتون کنیم و مغزهای پوکتون رو با ساچمه پر کنیم، بعد بذارمیتون توی فریزر که توی خون و شاشتون جون بدین و یخ بزنین، بعد عین سگ بریزمتون روی هم و چالتون کنیم یه جایی که فک و فامیلتون تا آخر عمرشون در بدر دنبال جنازه تون بگردن. هر روز هم بیایم توی تلویزیون و برای زن و بچه هاتون لبخند بزنیم. هر کس هم خواست حرف بزنه چنان مادری ازش بگاییم که تا عمر داره با عدالت در نیفته.
نمیدونم، شاید تا وقتی که عدالت بیشتر از انسانیت برامون مهمه، بهتر باشه که همین شما حیوانات سر کار باشین که ما آدم بمونیم.
مردشور ترکیبت رو ببرن که همه چیز رو از چشم میندازی
- بالاخره جامعه ای که عن هایی به این غلیظی پرورش داده و به قدرت رسونده هزینه نظافتش هم بالاست
من: بچه جان، اگه بگیرنت چوب تو کونت میکنن، مادرت رو میگان؛ به معنی واقعی کلمه…
اون: اشکال نداره، به اون ذلتی که تو سی ساله بهش تن دادی شرف داره
نمایندگی انحصاری خداوند.
(شعبه دیگری هم ندارد. بیخود نفرین و دعا نکنید)
- بچه کجایی؟
- بچه لرستانم
- چسی نیا بابا
- این یارو چکارست آخه؟
- میده و میستونه
- ما همواره تلاش کردیم که زنان را هم پا به پای مردها به قتل برسونیم و مردها را هم پا به پای زنان مورد تجاوز قرار بدیم. ولی بخاطر بعضی کارشکنیها موقتا محدودیتهایی پیش اومده و عجالتا دو تا وزیر زن معرفی کردیم که تعادل بهم نخوره
- آخه حاج آقا، صادق اردشیر که نشد اسم روی بچه بذاریم…
- تو عقلت نمیرسه ضعیفَه، اگه آدم بود میفرستیمش خارج بشود دکتر اردشیر، اگر هم مثل بقیه شون مفتخور و وقیح بود، برای قاضی القضات اسلام چه اسمی بهتر از شیخ صادق…
- حالا چه بلایی سرش میارن؟
- میکننش رهبر
- قربان غیر خودی توی جمع نیست، راحت صحبت کنید اینا بفهمن
- ای ..رم تو ..س مادرتون، پس چه گهی دارین میخورین؟ این ملت منتظر فرصته که خوارمون رو بگاد…
- کردنش ثواب است لکن مع الاسف افشا شدنش مایه عذاب است
شاهد اول: من خودم دیدم که چکار کردند
شاهد دوم: من خودم کشیدم که چکار باهام کردن، اینم جاش…
شاهد سوم: من اونجا نبودم، هیچ چیز ندیدم
قاضی: با توجه به مستندات آخرین شاهد هیچ اتفاقی در هیچ جا نیفتاده. متهمین آزادند، ولی شهود اول و دوم رو بجرم تشویش افکار عمومی ببرید کهریزک
یه روز یه مشت ابله گه و کثافت رو زدن به پنکه سقفی، تا اومدن خاموشش کنن یه لره پرید زدش رو دور تند…
اتحادیه اروپا تهدید به حمله کرد، گروگان های سفارت آزاد شدند.
به همین راحتی… حالا هی با این جونورها نجابت بخرج بدین
و البته خاک بر سر اوباما نیز هم
بیگناها توی کشتارگاه دست و پا میزنن، جانیها در راس تمام امورن، متجاوزین آدمخور مامور اجرای «قانون»ند و توی روز روشن میکشن و میدرن و میسوزونن و به ریش هممون میخندن… من و تو هم با نافرمانی مدنی پدرشون رو درآوردیم ارواح ننمون…
خود محافظه کارش (خیلی هم دندوناش تیز نبود…یعنی بود ولی برای سی سال خوردن مال مردم)
- ببین همه اینهایی که میگی من قبول دارم. ولی من برای تفنن هم شده دلم میخواد چند تا ازینا رو به سیخ بکشم
- آخه یه حداقل مدنیتی باید داشته باشن که تو بخوای باهاش «مبارزه مدنی» بکنی…
- هی گفتم نکن، گوش نکردی ریختت همین شکلی موند
- تو طرفدار بنی هاشمی یا بنی امیه؟
- هیچکدوم، طرفدار بنی آدمم
- عمو سبزی فروش، سبزی کم فروش…
- بعله؟
- من ترب میخوام، تو رو یه ربع میخوام…
- فعلا نداریم، برو از مغازه شیخ میتی بگیر
- اگه مردم مزدورهایی رو که بدستشون میافتن رو جر میدادن، دیگه هر ننه قمری جرات نمیکرد روبروی مردم وایسه
- شاید، ولی احتمالا خود تو هم دیگه با دل خوش این دستبند سبز رو دستت نمیکردی
- خاک به گورم کله ات کو؟ بالاخره سرت رو به باد دادی؟
- نه، سرخورده شدم
- خانمها رو که راه نمیدن، لیدرها که بسیجین، حواسها که پرت بازیه، حال و هوای تیمی هم که بین جمعیت تفرقه میندازه، این کجاش مربوط به جنبش سبزه؟
- چمنش
خفه شید مادرقحبه ها
باما که نیست.
که به عشق آینده ای آزاد به قبرستان میرود، بدون آنکه با وعده حوری و پری برای عملیات انتحاری مغزشویی شده باشد
- اتفاقاً تنها کاریکاتور قضایا تویی
بازداشتگاه کشتارگاه
دادگاه نمایشگاه
دولت کثافتخانه
(باقیش رو میشه حدس زد، قوه تخیل هم نمیخواد)
چنین گفت ابلیس نیرنگ ساز که شادان زی ای شاه گردن فراز
یکی حاجتستم به نزدیک شاه و گر چه مرا نیست این پایگاه
که فرمان دهد تا سر کتف اوی ببوسم بدو برنهم چشم و روی
چو ضحاک بشنید گفتار اوی نهانی ندانست بازار اوی
بفرمود تا دیو چون جفت او همی بوسه داد از بر سفت او…
- تنفیذ یعنی چی؟
- یعنی یه چیزی نفوذ میکنه.
- تحلیف یعنی چی؟
- یعنی زیر لحاف.
- پس چطور تنفیذ قبل از تحلیفه؟
- اینا اینجورین دیگه
ولی قبل از تکون دادن پایه های خونه رو درست چک نکرده بودن
- شعارها خطوط قرمز نظام رو رد نکنند.
- شما لطفا حواست رو بده به رانندگیت عقب رو نگاه نکن، ما خودمون میدونیم چکار داریم میکنیم
- یه بار دیگه بگو چرا ما طرفدار مبارزه بدون خشونت هستیم؟
- چون اگه ما خشونت بکار ببریم اونها هم با خشونت برخورد میکنن، سرکوب میشیم، زندانی میشیم، شکنجه میشیم، کشته میشیم…
- خب اینا رو که همینجوری داریم میشیم
- آره ولی یه دلیل دیگه هم بود که الان یادم نیس
- آقای کارگردان، این مردک اونجوری که میخوایم حرف نمیزنه
- خب فیلمبرداری نکن، عکسش رو بگیر، بعد هرچی خواستی بده از قولش بنویسن
- البته توی سوله مقصود اجرای حکم بود که فی البداهه انجام میدادیم. اینجا اما کار از روی سناریوست و متاسفانه کند پیش میره