بایگانیِ اکتبر 2011

فوتبال دستی و راه انبیا

اکتبر 30, 2011

مهمترین خبر این روزها شده انگشت رسوندن بازیکنان فوتبال به همدیگه در حین شادمانی بعد از گل… اینکه اینهمه تعجب نداره این حرکات جزوی از جامعه مذهب زده ست؛ وقتی دختر از نه سالگی بره توی گونی و چاقچور، اتوبوس و دبستان و دانشگاه و ورزشگاه رو هم سوا کنی و انبوه جامعه تستاسترون زده رو به سمت آقایون سوق بدی خب باید هم همه چیز به ماتحت بغل دستی ختم بشه…

هالووین

اکتبر 28, 2011

واقعا لذت این حس وحشت چیه که بعضیا اصرار دارن تحریکش کنن. همین عن و گهایی که هر روز باهاشون سر و کار داریم برای قبض روح آدم کافین، جن و غول و مزخرفات لازم نداریم. همون چس مثقال لطافتی که توی روح آدم مونده خراب میشه. اگه اصرار دارین خایه تون رو امتحان کنید برید تو خیابون داد بزنید یا حسین

پ.ن: نوشته اول به دلیل اهانت به بانوانی که مهمانی بالماسکه رو با استریپتیز اشتباه میگیرن تغییر یافت چون خوب میکنن که اشتباه میگیرن ولی غلط میکنن که جاهای دیگه مریم مقدس میشن

یک قدم نزدیکتر به دموکراسی

اکتبر 23, 2011

قبلا رییس جمهور رو آقا مستقیما انتصاب میکرد، الان قراره ایشون فقط نماینده های مجلس رو مستقیما انتصاب کنه، بعد اونا به نمایندگی از جمهور مردم رییس جمهور رو انتخاب کنن.

سلطان جنگل

اکتبر 22, 2011

درسته که جانوری که مردم خودش رو قتل عام کنه تاریخا بدعاقبته (میگید نه، عاقبت بشار اسد و دوستان رو هم تماشا کنید)، اما نه این دیکتاتورهای خاورمیانه شعور هیتلر رو دارن که وقتی عمرشون به سر رسید خودشونو جوری خلاص کنن که کمتر تحقیر آمیز باشه، نه مردمشون این ظرفیت رو که وقتی طرف رو میگیرین همون اول کار زرتی نزنید تیکه پاره اش کنید بابا. این جانور کلی اطلاعات ارزشمند داره که برای آینده مملکتتون حیاتیه. اول باید ازش حساب پس بکشین، میلیاردها دلار پول مردمی که چهل سال دزدیده و معلوم نیست توی کدوم بانکها با چه اسمی گذاشته پس بگیرین، اطلاعات ملی و تاریخی رو تخلیه کنین، بعدش حالا اصرار دارین فرهنگ غنی تون رو به رخ همه بکشین و از ماتحت آویزونش کنید بکنید…

جمع بندی فیلم تخیلی نادر و سیمین

اکتبر 16, 2011

(اگه فیلم رو ندیدید نخونید. اگه دیدید هم همینطور)

ایده فیلم از همون سوراخ دعای فیلم درباره الی میاد (که کاری نداریم خودش از ماجرای آنتونیونی اومده بود) با این معنی که وقتی حقیقت فدای دروغهای کوچولوی مصلحتی بشه تراژدی به بار میاد و اینا. و اینکه شخصیت سیاه و سفید وجود نداره و همه اشتباه میکنن و ما با این اشتباهات نسل به نسل عدم پایبندی اخلاقی رو منتقل میکنیم و الاآخر.

البته ایراد فیلم در غیرقابل باور بودنش بود، چون شخصیتها به طرز غیرواقعی ای خوبتر و سالمتر از نمونه های حقیقی جامعه بودن. واقعیتش در جامعه اینطوریه که خانومه واقعا پولها رو دزدیده، زیر کتک شوهر هرویینیش بچه اش سقط شده، نادر واقعی نه تنها زن حامله رو با لگد میاندازه بیرون که دست روی زن و بچه خودش هم بلند میکنه، سیمین واقعی از حرصش پدر شوهر علیلش رو آزار و اذیت هم میکنه، نادر بدون شک با خانوم معلم سر و سر داره، قاضی همون اول کار رشوه رو گرفته و نادر رو آزاد کرده و بابای بچه رو انداخته زندون. سیمین طلاق که سهله، اجازه خروجش رو هم از شوهره نمیتونه بگیره و با تیپا میره خونه مادرش، مهرش رو هم که بذاره اجرا به جایی نمیرسه چون نادر همه چیز رو نقد کرده و جلوتر از همه رفته کانادا…

پ.ن از شوخی گذشته در مقایسه با بقیه فیلمهای اخیر فیلم خوبی بود.

مسخ

اکتبر 15, 2011

نمیدونم گوشهای منه یا واقعا صدای خاتمی  داره شبیه ا.ن میشه

چیزی که عوض داره

اکتبر 15, 2011

فکر کردین فقط شما میتونین سناریو بنویسین بعد براش آدم دستگیر کنید؟ خبرنگار و کوهنورد و ملوان بگیرین بگین جاسوسن، خب اونا هم ماشین فروش رو میگیرن میگن تروریسته. فرقش اینه که شما آخرش گهی که زدین رو میزارین دهنتون و جاسوسهای دشمن رو با سلام و صلوات آزاد میکنید، اونا همین رو پیرهن عثمون میکنن میزنن مادرتونو میگان.

کارگر ساده؟

اکتبر 2, 2011

نمیدونم این باور غلط از کجا اومده که طبقه های پایین ساده اند.  اولا تو مملکت ما هیچ آدمی که نفس میکشه ساده نیست و به طرق مختلف داره آدمهای اطرافش رو به نفع خودش دستکاری میکنه. هر چقدر جایگاه قدرتش بالاتر، روش دستکاری پایین دستیها سر راست تر، و هر چی جایگاهش پایینتر، دستکاری بالادستی ها نیازمند مهارت بیشتر. و قشرهای پایین که این تکنیک براشون نه برای رفاه که لازمه بقاست ماهرترین گروه در رنگ کردن بقیه اند…


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.