گاهی بچه هایی که کمبود توجه پیدا میکنن برای اعتراض میزنن شیشه خونه ننه شون رو میشکنن.
غافل ازینکه بعدش باباشون میاد خوار مادرشون رو یکی میکنه
گاهی بچه هایی که کمبود توجه پیدا میکنن برای اعتراض میزنن شیشه خونه ننه شون رو میشکنن.
غافل ازینکه بعدش باباشون میاد خوار مادرشون رو یکی میکنه
تصور کن داری دم غروب با دوست دخترت توی پارک راه میری، یه نره خر کچلی که سه برابر تو هیکل داره از روبرو میاد از کنارت رد میشه تو هم برای خود شیرینی زیر گوش دوست دخترت یه زری درباره یارو میزنی و میخندین به حسابی که یارو نمیشنوه… چهار قدم جلوتر یک مرتبه یک پس گردنی آبدار شتلق میخوره پس کله ات. بر میگردی میبینی که یارو با لبخند وایساده داره تماشات میکنه. دوست دخترت که درست متوجه نشده اوضاع چیه میپرسه چی بود؟ تو هم هول هولکی میگی:هیچی، پشه بود، زدم کشتمش… و زیر سبیلی راهت رو میکشی میری… دو قدم جلوتر دوباره شتلق… و لبخند ملیح
فکر کنم آقایون علاوه بر موشک، متخصصین زبردست جابجایی هم به لبنان صادر میکنن…
نکته: پخ هم ندارن اینا. نفت رو تحریم کنن، جلوی سوراخ دعای چین رو هم بگیرن، به شیش ماه نرسیده خود آقا با ریش تراشیده و کراوات میره پابوس اوباما
میگن از تفنگ خالی دو نفر میترسند، هم اونیکه لوله طرفشه هم اونیکه نشونه رفته … این آقایون زرت و پرتشون برای ما ملت دست و پا بسته ست، وگرنه پخ هم توی دست و بالشون نیست که وقتی توی روز روشن موشکهای عزیزدردونه شون رو میفرستن هوا یه عر و تیز جزئی لااقل بکنن. تعجبم از سیاهبازی اون طرفیاست که الکی اینا رو گنده کردن…
به نظر میاد کار از پشت چشم نازک کردن و عشوه شتری به چنگ و دندون نشون دادن رسیده. آقایون فکر کرده بودن فقط خودشون میتونن یواشکی خرابکاری کنن و حالا توپ اومده توی زمینشون و جرقه اولیه توی انبار باروت افتاده. و اینا با خوش خیالی فکر میکنن همیشه مجال این هست که دقیقه نود جام زهر رو سر بکشن.
بیچاره مردم و زیرساختهای مملکت…
ای کسانی که به گودر ایمان آورده بودید. نترسید از ریزش، که رستگاری در نوشتن است، نه خوانده شدن. و نه آنان که لایک بخشیدیم. و نه گمراهان.