بایگانیِ دسامبر 2011

نامه یک الاغ به کره ای که هرگز زاده نشد

دسامبر 26, 2011

بله کره خر عزیزم

زمانی بود که علف فراوون بود، خر تو دنیا برای خودش عزت و احترامی داشت. پالون رو روی سنگ میگذاشتی آب میشد. کاه و یونجه اونقدر زیاد میومد که میریختیم تو دریا…

تنها مشکلی که داشتیم این بود که توی طویله خودمون حق عر زدن نداشتیم. نفس میکشیدیم میگفتن عر زدی؟ بعد با ترکه میفتادن به جونمون. راه میرفتیم میگفتن لگد انداختی؟ چوبمون میزدن. بالاخره کار به جایی رسید که قاط زدیم و شروع کردیم به شلنگ تخته انداختن و عر و تیز کردن تا حق خودمون رو گرفتیم، ولی خب چون خر بودیم هنوز نگرفته دو دستی دادیمش به آقا گرگه و اینجوری شد که شد…

حالا شما کره خرها هی بیاین خر مرده رو با چوب بزنید و اقرار بخواین که به گه خوردن اعتراف کنه. آره آخرش که خرمون از پل گذشت اشتباه کردیم کوتاه نیومدیم، خر بودیم جو گیر شدیم . ولی من هنوزم میگم شلنگ تخته اولمون بجا بود.

شما هم الان بجای غر زدن فکر عر زدن باشید. خری که عر نزنه قاطره

پ.ن: در نوشته بالا سعی شده احترام همه به مساوات حفظ شود. اگه الاغی از قلم افتاده به خریت خودش ببخشه

۲۰۱۱ سال ضد دیکتاتور

دسامبر 20, 2011

بارالهی،

تا این سال عزیز تمام نشده نظری هم سوی ولایت کن…

الحمار، آیات هویجوری

دسامبر 17, 2011

ای کسانی که خیلی ایمان آورده اید. بدانید و آگاه باشید که خیلی الاغید.

نسل کشی

دسامبر 11, 2011

تصور کنید هر مرد جوونی که قدش بالای ۱۹۰ باشه رو بفرستن جبهه. بعد با سو مدیریت صد هزار تا صد هزار تا بفرستنشون رو هوا. بعدش سی سال انگشت بندازن باقی مونده بلند قدها رو بکنن توی زندون یا زیر شکنجه اعدام یا ناقص کنن. بعدش هم تک و توک نسل باقی مونده ازشون رو توی خیابون به گلوله ببندن… خب علف خرس که نیست، بالاخره این ژن یه جایی ته میکشه. اکثریت که نبودن اینا، به تولید مثل هم که نرسیدن. اینه که فقط کوتوله هایی مثل من و تو باقی میمونن و تولید مثل میکنن و ژن قدبلندی نایاب میشه میره پی کارش.

حالا بجای بلندقد بذارین خایه دار از خودگذشته

بعد میگن چرا سوریه اونجور ما اینجور

با مدیریت جدید در خدمت شما

دسامبر 11, 2011

الحمدلله انگار پروردگار زمین و آسمان بخش اول رو به شیطان رهن کامل داده، بخش دوم رو هم بخشیده به کلاغها. چهار تا سوراخی هم که قابل زیسته که مال از ما بهترونه

دیگی که برای عن نجوشه

دسامبر 9, 2011

یکی بود یکی نبود. یه روز یه انگلیسا بود که با ریش و پشمی ها خیلی لاس خشکه میزد. بعدش یه روز یه دسته از ریش و پشمیها که انگلیسا کمتر باهاشون لاس میزد حسودیشون شد و به اسم همه ریش و پشمیها ریختند با لگد زندن زیر بساط اینگلیسا که تکلیف لاس خشک و تر یکسره شه

صدور انقلاب به جزیره

دسامبر 3, 2011

الاغهای چشم آبی عزیز

اگه ریگی به کفشتون نیست (که هست) سریعترین راه زمین زدن این آقایون تحریم نفته… حالا انقدر شما الاغهای طماع بشینید و طمع کنید تا این عوامفریبها با همین تهاجم فرهنگی نکبتیشون براتون انقلاب راه بندازن.

ارادتمند،

 خر چشم سیاه


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.