دیگی که برای عن نجوشه

یکی بود یکی نبود. یه روز یه انگلیسا بود که با ریش و پشمی ها خیلی لاس خشکه میزد. بعدش یه روز یه دسته از ریش و پشمیها که انگلیسا کمتر باهاشون لاس میزد حسودیشون شد و به اسم همه ریش و پشمیها ریختند با لگد زندن زیر بساط اینگلیسا که تکلیف لاس خشک و تر یکسره شه


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.