نامه یک الاغ به کره ای که هرگز زاده نشد

بله کره خر عزیزم

زمانی بود که علف فراوون بود، خر تو دنیا برای خودش عزت و احترامی داشت. پالون رو روی سنگ میگذاشتی آب میشد. کاه و یونجه اونقدر زیاد میومد که میریختیم تو دریا…

تنها مشکلی که داشتیم این بود که توی طویله خودمون حق عر زدن نداشتیم. نفس میکشیدیم میگفتن عر زدی؟ بعد با ترکه میفتادن به جونمون. راه میرفتیم میگفتن لگد انداختی؟ چوبمون میزدن. بالاخره کار به جایی رسید که قاط زدیم و شروع کردیم به شلنگ تخته انداختن و عر و تیز کردن تا حق خودمون رو گرفتیم، ولی خب چون خر بودیم هنوز نگرفته دو دستی دادیمش به آقا گرگه و اینجوری شد که شد…

حالا شما کره خرها هی بیاین خر مرده رو با چوب بزنید و اقرار بخواین که به گه خوردن اعتراف کنه. آره آخرش که خرمون از پل گذشت اشتباه کردیم کوتاه نیومدیم، خر بودیم جو گیر شدیم . ولی من هنوزم میگم شلنگ تخته اولمون بجا بود.

شما هم الان بجای غر زدن فکر عر زدن باشید. خری که عر نزنه قاطره

پ.ن: در نوشته بالا سعی شده احترام همه به مساوات حفظ شود. اگه الاغی از قلم افتاده به خریت خودش ببخشه


دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.